رادوینرادوین، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 4 روز سن داره

رادوین پادشاه کوچک

آخرین خبر ها

سلام رادوین عزیزم مدتیه که وبلاگت آپ نشده به خاطر سفر طولانی ای که رفته بودیم. تو این مدت هم بهت خیلی خوش گذشت  چون همه اش با بچه ها بودی و هم اینکه  فضای طبیعی بیشتر ی برای بازی  داشتی. حیاط و باغ و  ویلا ، بعلاوه جنگل و کلی جاهای تفریحی که باهم رفتیم  ... خلاصه خوش بودیم همه مون.( در اولین فرصت که عکسها ویرایش و آپلود بشه تو  وبلاگ قرار میدم).   ٢٢ اردیبهشت هم که تولد  سالگی تو و  چهار سالگی پوریا جون (پسر دایی) رو با هم جشن گرفتیم . اما متاسفانه انقدر شلوغ کردی و جیغ و داد که  خیلی بعید میدونم یه عکس قابل قبول برای وبلاگت بتونم انت...
11 تير 1392

گوناگون

سلام این پست اختصاص داره به عکسهای مختلفی که ظرف یکی دو هفته اخیر ازش گرفتیم: ١_ رادوین و بازی  در پارک ساحلی ٢_ بازی خلاقانه رادوین با کفشهای استخر ٣_ رادوین و کارتون خالی اسفند ماه که میاد، هوای کیش بسیار عالی میشه ، هم سرد نیست هم  رطوبت نسبتا پایینه . ما هم از این فرصت به نفع پسر عزیزمون استفاده کردیم و باری در ساحل شنی  و آفتاب گرفتن رو از دست ندادیم..      ٢_ خلاقیت رادوین ، مرحله اول مرحله دوم ، تغییر کاربری کفش استخر  به ماشین  مرحله سوم ، ماشین رادوین وارد بازی م...
23 اسفند 1391

سفر نامه تصویری رادوین

سلام  پسر گل ما تو هفته گذشته یه سفر چند روزه به شیراز داشت. جای همه دوستان خیلی خالی بود. شیراز واقعا زیباست.خصوصا اماکن تاریخی اش. رادوین عزیزم !  انشااله بزرگتر که شدی دوست دارم بیشتر از کشورت و پیشینه غنی ارزشمندش بدونی.کشوری که قرنها قبل از تاریخ و ادیان  سرزمینهای دیگر  دنیا ،دارای دین و فرهنگ و تمدن و خط و علم وحتی آداب و رسومی بر پایه اخلاقیات ونیاز های بشری بوده .که هنوز هم در جوامع امروزی در کل دنیا ارزشمند هستند. همچنین بزرگانی  داشته که یا خود پایه گذار  دین و علم و فرهنگ و  بوده اند یا در حفظ و تداوم آن بسیار تلاش کردند. و این روزها تنها کسانی به ایرانی_ آری...
1 اسفند 1391

رادوین و عالم تنهایی اش

سلام عشق مامان جدیدا وقتی من مشغول کارهام هستم خودت تنها بازی میکنی و جالب اینه که وقتی یواشکی نگات میکنم میبینم بازیهایی رو  با ماشین هات انجام میدی که تعجب برانگیزه . مثلا ماشینهات رو پشت سر هم می چینی و بعد اونهارو  به نشانه تصادف بهم میکوبی .آخه عسل مامان من موندم ،تو که شکر خدا تا بحال تصادف ندیدی ، چه جوری صحنه های جورواجور با ماشینهات خلق میکنی ؟!!! و مثل هممیشه هم تمام توجه ات به اتفاقیه که برا چرخهای ماشینت می افته. تو این پست چند تا عکس جدیدت رو بعلاوه عکسهایی که توضیحش رو دادم ،میذارم.     روی   ادامه مطلب هم کلیک کنید تا بقیه عکسهارو ببینید ...
8 بهمن 1391

علاقه رادوین به چرخ

سلام عشق من می دونم یه کم دیر آپ شدیم. آخه چند روزی  شما عسلم سرما خورده بودی و فرصت کمتر دست داد و هم این روزها سرعت اینترنت دیگه گفتن نداره خیلی پایینه  و گاهی وقتها حتی یه صفحه هم به زور باز میشه . امیدوارم روزی که تو ناز مامان بزرگ بشی و خودت بخوای به  وبلاگت سر بزنی ،سرعت اینترنت دیگه برات بی معنی باشه و شاید هم به حرف الان بخندی. از اینترنت و سرعتش که بگذریم ، علاقه عجیب تو به چرخ و هر چیز چرخدار برای ما خیلی جالبه. جالبتر اینکه این علاقه وافر تو از چرخ بسسسیار کوچیک ریل کابینت آشپزخونه گرفته تا چرخ بزرگ ماشینهای بزرگ رو شامل میشه. البته به چرخهای بزرگتر توجه بیشتری نشون میدی. تا جایی که چند وقت ...
17 دی 1391

رادوین به روایت تصویر 2

  رادوین در پارک ساحلی میر مهنا رادوین از امروز بدون کمک روی تاب میشینه در حال در رفتن و خالی کردن کادر بالا خره یه عکس قابل قبول  از پسرمون انداختیم فقط  ببینید ما با چه سختی تونستیم همون چند تا عکس رو ازش بگیریم. همش دوست داره فرار کنه ...
22 آذر 1391

رادوین دیگه شیر نمی خوره

سلام عسل مامان اول از همه اینکه چند روز تعطیلات هفته قبل رفتیم سفر و بهت خیلی خوش گذشت چون بابا جونی و مامان جونی رو دیدی و کلی هم آتیش سوزوندی و ما هم که جرات نداشتیم بهت چیزی بگیم .خلاصه اینکه آخر آزادی بود برات. دوم اینکه الان یک هفته است که از شیر گرفتمت. دلبند من! کم کم باید عادت کنی که ممکنه در مرحله های مختلف زندگی چیزهای که خیلی دوستشون داری رو ازت بگیرن. و این اولین قدم برای این تمرینه. ببخش منو مامان که دو سال کامل بهت شیر ندادم. عشق مامان! چون خیلی بد غذا شده بودی و هر یه ساعت فقط شیر میخوردی از طرفی شیر من غذای روزانه ات رو تآمین نمیکرد از طرفی هم چون یه کم که شیر میخوردی دیگه هیچ غذایی نمیخوردی . دکترت گف...
15 آذر 1391

چه زود ؟!!!

سلام عشق مامان یک سال و نیمگی ات مبارک!!! راستی چقدر زود گذشت؟!!! انگار همین دیروز بود که بالهای فرشته ایت رو تو آسمونها جا گذاشتی و جسم لطیف و نازت توی خونه  و عشق غیر قابل تصورت تو فلب مون جا کرد.و شدی همه زندگی ما. خیلی زود میرسه که دو سالت میشه تا چشم بهم بزنیم باید بری مدرسه و... و  خلاصه اینکه خیلی زود برا خودت مردی میشی. دعا میکنم همه مراحل زندگیت با سلامتی و موفقیت همراه باشه .فداااااااای تو عسلم بشم .  نمی دونی چقدر دلمون برای کوچولوییت  تنگ شده. برای همین تو این پست چند تا از عکسهای نوزادی و چند ماهگی ات رو میخوام بذارم.   تو ادامه مطلب بقیه ...
22 آبان 1391

دو روز تعطیلی با رادوین

سلام قشنگ مامان گل ناز مامان ! این روزها  خیلی برات روزهای خوبیه. چون هوای کیش کم کم داره خنک میشه  و میتونیم بیشتر ببریمت بیرون بگردی ، این دو روزی هم که تعطیل بود و بابایی اداره نمیرفت ، بهت از همه بیشتر خوش گذشت ، پارک و دریا و دوچرخه سواری و ... تا حدی که آخر شب حسابی هلاک بودی. راستی پسر عسلم جدیدا وقتی میخوای بخوابی ، حتما باید عروسک خرسی رو  بگیری بغلت . نمیدونی چه ناز میشی وقتی که خوابت میبره و عروسکت رو محکم تو بغلت نگه داشتی. الهههههههههههی قربونت بشم که فرشته ناز خونه مایی. اینم یه چند تا عکس نازت. کاش بقیه جاها دوربین باهامون می بود!!! عکسهای بیشتر رو تو ادامه مطلب ببینید ...
14 آبان 1391

رادوین و وسیله نقلیه شخصی اش!!!

سلام پسر عزیزم خیلی خوشحالیم که داری کم کم برا خودت مردی میشی. چرا که دیگه کالسکه رو دوس نداری وسوار نمیشی. و شاید هم فکر میکنی کالسکه مال نی نی هاست. البته هول دادنش رو خیییییییلی دوست داری. اما گل پسر ناز من تو نمیدونی وقتی با تو عسلم بخواهیم بیرون بریم هم برای تو خیلی سخته هم برای ما، چون تو قشنگ مامان که نمیتونی زیاد راه بری ،‌از طرفی هم ماشاله بزرگ شدی و بغل کردنت و راه رفتن با تو ،مشکله. تازه از بغل کردن هم خوشت نمیاد و دو دستی به سر و کله ما می زنی . برای همین ما یه کاری کردیم که هم به حس بزرگ شدن تو احترام بذاریم و هم برای برای خودمون راحت باشه. یه سه چرخه خوشگل برات خریدیم. هرچند وقتی که خیلی بزرگتر شدی و این مط...
25 مهر 1391